X
تبلیغات
رایتل

خلوتی عاشقانه

خلوتی عاشقانه

من و بازی ....

منم به بازی چطور شد که وبلاگ نویس شدی؟؟؟ دعوت شدم نوشتن رو از خیلی

سال پیش دوست داشتم گاهی شعر (اگه بشه اسمشو شعر گذاشت) و متن واسه دل

خودم مینوشتم همیشه هم تو حاشیه ی کتابام یا چکنویس که اکثر اوقات گمشون

میکردم سال ۸۴ وبلاگ دلشدگان (خلوتی عاشقانه) رو ساختم واسه ثبت شعرا

و دلتنگیای خودم و متنایی که ازشون خوشم میاد من آدمی هستم که احساسمو

هیچ وقت اونطور که هست نمیتونم نشون بدم واسه همین توی این وبلاگ اکثر

اوقات حسمو با یه شعر یا عکس مناسب منتقل میکردم سال اول چون درگیر

درس و دانشگاه بودم یه خورده کم لطفی کردم نسبت به وبلاگم اما حالا یکی از

لذت بخش ترین کارام وبلاگ نویسیه.....

دلشدگان یادآور یه دوسته که واسم خیلی عزیز بود هرچند یه مدته ازهم بیخبریم

اما امیدوارم هرجا که هست شاد باشه اواخر ۸۵ دو وبلاگ دیگه ساختم که هر

دو مخاطب خاص دارن و تمام حرفایی رو که گفتنش واسم سخته رو مینویسم

نمیدونم کی اما هر وقت که بتونم از خاطرات دوران دانشجوییم مینویسم که پر از

بازی های پیچیده بود و الان با خاطراتش زندگی میکنم

شاید مهم ترین دلیل وبلاگ نویسی من اینه که میتونم خودم باشم با همون حسایی

که دارم و با تموم علایق خود خودم ...

خب حالا منم از مرجان , سکوت دیوار , عمو , بهشاد , مسافر

کوچولو  برای شرکت در این بازی دعوت میکنم....

 

تاریخ ارسال: یکشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 12:34 | نویسنده: هستی | چاپ مطلب 18 نظر