X
تبلیغات
رایتل

خلوتی عاشقانه

خلوتی عاشقانه

امید محال

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ نگاه

شستشویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد می رقصد اشک

آه بگذار که  بگریزم  من

عاقبت بند سفر پایم بست........

می روم خنده به لب ‚ خونین دل

می روم از دل من دست بردار

ای امید عبث بی حاصل.......

تاریخ ارسال: چهارشنبه 19 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 15:53 | نویسنده: هستی | چاپ مطلب 4 نظر