X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

خلوتی عاشقانه

خلوتی عاشقانه

من از نهایت شب حرف می زنم

صدای گریه ی قلب مرا حواست هست؟

پرنده- ابر مسافر! کجا؟ حواست هست؟

« من از نهایت شب حرف می زنم» با تو

کنار خستگی ام باش تا حواست هست

شراب در ته رگ های من ادامه ی توست

و شعله می کشم این تلخ را، حواست هست؟

قرار بود تو هم بیقرار من باشی

چنین غریبه چرا، آشنا! حواست هست؟

غروب فرصت غمگین گریه هامان بود

زمان بچه شدن های ما حواست هست؟

فقط به خاطر یک جمله ـ دوستت دارم ـ

فقط به خاطر این جمله، ها! حواست هست؟

تمام عمر به پایت نشستم اما حیف

تو هیچ درک نکردی چرا، حواست هست؟

نخیر، هوش و حواس تو اصلا" اینجا نیست

دو پیک مانده از این ماجرا، حواست هست؟

و عشق رسم قشنگی نبود، باور کن

گلایه می کنم امشب خدا! حواست هست؟

 

 


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 16:52 | نویسنده: هستی | چاپ مطلب 1 نظر