خلوتی عاشقانه

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 35439


Powered by BlogSky.com

KHODAEI

سه شنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1384
نگاهم کن
نگاهم کن

با چشمانت صدایم کن

بگو با من که می مانی

بگو پاییز را هرگز

نمی خواهی نمی خواهی

اسیر غصه هایم من

اسیر دیو تنهایی

بگو شاید رها گردم

ز بی تابی زبی خوابی

بگو با من امید من

بگو شاید که شبها یم

ز خورشید دو چشم تو

سحر گردد رها گردم

در این صحرای تنهایی

در این شبهای بی فردا

تو گر با من بمانی من

گشویم بال پرواز را

سه شنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1384
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

انزمان که خبر مرگ مرا می شنوی

روی خندان تورا کاشکی می دیدم 

شانه بالا زدنت را بی قید

وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

وتکان دادن سر

چه کسی باور کرد جنگل جان مرا اتش عشق تو خاکستر کرد

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من انچه را می بخشی

پنجشنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1384
مرا یکدم به یاد اور

تو روزی با غمی سنگین ز فکرم کوچ خواهی کرد

و من در پرنیان خاطرات خویش به نرمی گریه خواهم کرد

و در لوح افق فریاد خواهم زد

که ای عاشق ترین عاشق

سکوت سنگفرش یادها را

یکزمان بشکن

مرا یکدم به یاد اور

مرا یکدم به یاد اور

دل من
صدف خالیه یک تنهایی ست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری
شناسنامه کامل من...
عناوین آخرین یادداشت ها

KHODAEI